وبلاگی برای شناخت بیشتر خدا

ایــــن وبـــــلــــاگ دیــــگـــــه بــــــه روز نــــخـــواهــــد شــــــد

بی سواد های پر ادعا!!!

دروود
قول داده بودم به خودم که دیگه مطلب ننویسم اما بعضی از کامنتها خونم رو به جوش آورد

این احمق هایی که برای من شاخه و شونه میکشند و منو متهم به وهابیت و ... میکنند

( از دوستان عزیز معذرت میخوام اگه یه کم بد مینویسم)

میخوام برای یکبار هم که شده تکلیفم رو باهاشون روشن کنم

با شماهام
شما ها یه مشت ......ل بی سوادین


اگه یه مرد پیدا میشد(یا یه زن) که 4 کلمه مطالعه کرده باشه حاضر بودم تا ابد وبلاگم رو ادامه بدم اما سر و کار من با یه مشت ....ه  که کتاب بارشونه که خورجینشون پره اما کله اشون


که توی کتابخونه اشون پر کتابه ولی حتی همون قرانی رو هم که ازش دم میزنن واسه یه بار نخوندن!!!

که همون نهج البلاغه رو حتی به چشم هم ندیدن!!!!


که اگه ازشون بپرسی فرق آیات مدنی با مکی چیه نمی دونن!!!


که اگه بپرسی سعد ابن ابی وقاص کی بود و چه نقشی در زندگی محمد داشت نمی دونن که وقاص خوردنیه یه پوشیدنی!!!!!


که اگه بگی شریعتی در کتاب "شیعه حزب تمام"یا همان "مذهب سرخ" شیعه رو رد کرده یا قبول نمی دونن!!!!!!


که اگه بگی حج از دستورات اسلام بوده یا قبل از اسلام نمی دونن!!!!

که اگه بگی روزه جزء سنن یهودیان عربستان (قبل از اسلام ) بوده بهت انگ وهابی میزنند!!!

اگه اسم خیلی از آیات قران رو براشون بخونی اصلا به گوششون هم نخورده!!!!

بله آقا یا خانوم محترم

منو گول بزنی خودتو و  وجدانتو که نمی تونی گول بزنی!!!!

چند تا کتاب دینی(غیر از دینی مدرسه) خوندی!!!!

میدونی از زندگی پیامبری که کورکورانه و فقط از روی اینکه خواننده های وبلاگت به به و چه چه کنن ازش مطلب (اونهم روایت دروغ)مینویسی دیگران چند تا کتاب نوشته اند؟؟؟؟؟حتی یهودی ها و مسیحی ها!!!!

میدونی خود پیامبر و علی از این تند روی ها و دروغ ها بیزار بودند؟؟؟؟

میدونی فدک چیه یا کجاست؟؟؟میدونی قضیه اش چیه؟؟؟میدونی دختر پیغمبر چرا اینقدر روی اون قضیه پافشاری میکرد؟؟؟؟؟

میدونی ؟؟؟؟؟

خوندی؟؟؟؟؟

 تحقیق کردی؟؟؟؟؟

تویی که انگ وهابی میزنی و 4 تا ....تر از خودت هم تکرارش میکنند میدونی که دیدگاه وهابیون چیه؟؟؟؟؟

اصلا میدونی وهابی خوردنیه یا کردنی؟؟؟؟؟ شاید هم یه روش واسه پیدا کردن مشتری واسه وبلاگ!!!!


آهای شماها هستید که ریدین!!! تو د.ی.ن

که باعث میشین کفار مسخره امون کنن!!!

که باعث میشین خیلی از جوانها از دین دوری کنن!!!

شما ها هستین که آبروی اسلام رو بردین نه من!!!!!!

برین سخنرانی های آیت الله دانشمند رو ببینین و گوش بدین ببینین درد یه مسلمون واقعی چیه؟؟؟؟؟؟؟


حالم از همه اتون بهم میخوره


بی سواد های میمون !!!!


آره میمون های متقلد!!!!!!که از خودشون هیچی ندارن!!!!!که کله پوکشون فاقد سلول های خاکستریه!!!


دین و پیامبر و امام ها از خودشان خجالت میکشن که چهارتا بی سواد مثل شما طرفدارشونن!!!!!!

برید و با وجدان خودتون خلوت کنید

وجدان چیزیه که نمی شه گولش زد!!!!!

برید و در خلوت خودتون به حال خود بدبختتون زار زار گریه کنید!!!!

برید و از خودتون که سالی یه کتاب هم نمی خونید خجالت بکشید و توی خلوت به خودتون خاک بر سرت بگید!!!!

من یه بنده خدا بودم که حرف دلم رو میزدم اما اینقدر مردش بودم و هستم که با یه آدم فهمیده و اهل کتاب و مطالعه با یه کسی که بتونه واسه هر کلمه حرفش هزار تا دلیل منطقی بیاره و صد تا رفرنس محکم رو کنه مباحثه کنم اما شما ها چی؟؟؟؟؟؟

به جز سانسور کردن و انگ و تهمت زدن و جواب دری وری دادن چی بلدین.

چرا هرجا یه سوالی پرسیدم که به ضررتون بود خفه خون گرفتید؟؟؟؟

من میرم و این وبلاگ دیگه تعطیل میشه شاید همه وبلاگ های دیگه ام رو هم تعطیل کنم اما اونی که همیشه همراهتونه و رنجتون میده وجدانتونه وجدان!!!!

پی نوشت:

1-میدونین سرانه مطالعه کتاب در ژاپن چقدر بیشتر از ایرانه؟؟؟؟؟؟؟؟

2-اول میخواستم نظرات رو ببندم اما گفتم باز باشه بیاین و نظر بدین و بیشتر از پیش آبروی خودتونو ببرین.من که دیگه نمی خونمشون  اما دیگرون که به پوچی شما پی میبرند

   + پیامک ; ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢٠
    پيام هاي ديگران ()

این وبلاگ دیگه به روز نخواهد شد!!!!

این وبلاگ دیگه به روز نخواهد شد!!!!!

یادش به خیر اون روزهایی که یه نوجوون بودم و دنبال فهمیدن و درک فلسفه زندگی و حیات و دین و هرچیز دیگه ای ساعتها و ساعتها میگشتم و سگ دو میزدم!!!

هیچ کس نبود که منو راهنمایی کنه

هیچ کس نبود که منو از افتادن به بیراهه ها نجات بده

هیچ کس نبود که حتی یه سر سوزن از مسیر درست رو بهم یاد بده

خودم بودم و تضادهای دور و برم

متعصبان دینی از یه طرف فقط حرف خودشونو میزدن و تند رو های بی دین از یه طرف دیگه

اما من دنبال هیچکدوم نبودم

نه میتونستم باور کنم که خدا تمام کائنات رو آفرید به عشق حسین

و نه میتونستم باور کنم خدایی نیست اما این همه نظم هست

و هزاران هزار تردید دیگه

سالها گذشت تا به امروز که ٣٣ ساله شدم و کم کم راه خودمو از بین همه این چیزها پیدا کردم.

یادش به خیر اونروزها به خودم قول داده بودم اگه یه روزی یه جایی مکانی یا تریبونی به دستم افتاد به جوونهایی که میخوان راهی رو که من رفتم برن کمک کنم

می خواستم نذارم به اندازه من انرژِ تلف کنن!!!

میخواستم نخوان مث من در جواب شکیاتشون فقط پاسخ های بی منطق بشنوند و از روی تعصب!!!

میخواستم یه جوری اونها بتونن راهشونو از روی کسب شناخت پیدا کنن نه از روی ارث رسیدن افکار!!!

و خیلی خواسته های دیگه

و آشنایی با پرشین بلاگ یه حادثه خوش یمن بود

اول payamavareazadi.persianblog.ir رو ساختم اما بعد از مدتی . . .

4 سال گذشت و من هنوز در آرزوی این بودم که بتونم اندوخته های ذهنیم رو به دوستام منتقل کنم تا اینکه این وبلاگ رو راه انداختم

الان نزدیک به یکسال میگذره و کاملا نا امید شده ام از ادامه دادن

وقتی میبینم آدمهای اینترنتی تو کشور چه طوریند حالم به هم میخوره

یه دسته :

فقط برای سرگرمی میان و دائم دارن مجیز هم دیگه رو میگن و مطالب پستهای هم رو میدزدن و پست میکنن

اگه پسر باشن مشتری ثابت وبلاگ دخترها هستن

و اگه دختر باشن مشتری ثابت وبلاگ پسرها

همه اش هم خلاصه میشه به پاچه خواری

دسته دیگه:

 کسایی اند که فکر میکنند چون عالم مجاریه میتونن هر دری وری ای بگن و هر غلطی بکنن خیالی نیست

دائم اینور و اونور میرن و بدون ذکر نامشون فحش و حرف رکیک مینویسند

یه دسته دیگه:

دیوونگی ها و عقده هاشونو میریزن وسط

و دسته بعدی:

میخوان با گول زدن یه بدبخت تر از خودشون پول به جیب بزنن

یه عده :

میخوان با نوشتن مطالب دینی و ... خودشونو آدم درست جلوه بدن

عده دیگه:

میخوان با نوشته های سیاسی خودشونو نشون بدن

بعضی ها :

تا کارهای توی رختخوابشونو هم مینویسن

و بعضی های دیگه:

جانماز آب میکشن

اما دریغ و درد و افسوس که هیچ کدوم از روزی که اومدن به دنیای اینترنت تا روزی که امروز باشه حتی یه سر سوزن عوض نشده اند و تغییر نکرده اند و هیچی یاد نگرفته اند و هیچی یاد نداده اند

روزی که این وبلاگ رو راه انداختم خیلی شوق داشتم اما امروز میفهمم نه!!! اشتباه کردم

تازه فهمیدم که:

توی دنیای واقعی هم نمی شه آدمها رو عوض کرد(اگه خودشون نخوان و لج کنن) چه برسه به دنیای مجازی!!!

شاید جرقه این تعطیل کردن وبلاگ از اونجا توی ذهن من اومد که از دوست خوبی"سمانه نسل سومی ها" در جواب سوالی که پرسیدم:

اگه توی یه روز تابستانی و 12 ظهر وسط آفتاب یه امامی پیغمبری ظاهر شد و بهت گفت الان شبه تو چی میگی؟؟؟؟؟

جواب فرمودند:

میگم شبه!!! چون اونها به علم غیب دسترسی دارند.

باورکنید یا نه تمام اون شب رو به حال خودم و اون گریه کردم!!!

و نزدیکی های صبح بود که با خودم گفتم:

برای چی و کی وقت میذاری؟؟؟؟؟

اگه خودتی که راه تو شناختی و با منطق هم میتونی جواب هر منتقد منطقی ای رو بدی

اگه اونها هم هستند که منطق حالیشون نیست و تعصب کورشون کرده و حتی روز رو شب میبینن!!! پس صرف اینهمه وقت و انرژی برای چیه؟؟؟؟

آنکس که نداند و نداند که نداند   در جهل مرکب ابد الدهر بماند

تازه اونا رو که تو گور من نمی خوابونن!!!!

اون دنیا هم منو هم به خاطر اینکه اونها رو راهنمایی نکردم  بازخواست نمی کنن!!!!!

پس

این وبلاگ دیگه به روز نمی شه

برین خودتون دنبال خدای واقعی بگردین

پی نوشت:

1-با تشکر از دوستانی که تو این مدت اومدند و مظر دادند چه مخالف و چه موافق

2- با تشکر از اونهایی که اومدن اما نظر ندادن!!!

3- با تشکر از مخالفهایی که نظر ندادند و خودندن و رفتند!!!

4-با تشکر از موافق هایی که حتی نفهمیدن گفتن موافقتشون باعث دلگرمیه و بی نظر دادن رفتن!!!

5- با تشکر از همسرم که بدش میاد من زیاد پای کامپیوتر باشم!!!!!

6- با تشکر از "جوجه خر" دوستی که ...

دوستان محترمم میتونن برای ارتباط با من به وبلاگهای دیگه ام

realwriting.persianblog.ir   یا groupstory.persianblog.ir  مراجعه کنند.

بدروووود

   + پیامک ; ۸:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٧
    پيام هاي ديگران ()

لـــــــــــطـــــفــــــــــاَ

با عرض پوزش از همه دوستان خوبم

ببخشید اگه امشب یه کم تند حرف میزنم

من اینجا دارم نظراتم رو میگم و  شاید هم من اشتباه کنم

نه اصراری دارم چیزی رو به کسی حالی کنم

نه وقت و حوصله اش رو دارم

نه در مقامی هستم که بخوام این کار رو بکنم

و نه هزار تا نه دیگه...

اینجا مباحث اعتقادی انجام میشه و درب به روی همه بازه مخالف ها و موافق ها و تا هزار سال هم اگه بیان و نظر بدن و بحث کنن جواب میشنوند و بحث ادامه پیدا میکنه

اما

هرکس فکر میکنه که اینجا میخواد عقیده ای بهش تحمیل بشه

 

لطفاً لطفاً لطفاً لطفاً لطفاً لطفاً

دیگه وقتشو تلف نکنه و بره جایی که نظراتشونو تحمیل نمی کنن و فقط حرفهای مزخرف

"به به چه ولاگ خوبی داری و ... میزنن"

هرکس هم میاد و بحث میکنه لطفا یادش باشه اینجا کارد روی گلوی کسی نذاشتیم که موافق نظراتمون باشه

راستی اونهایی هم که میان و بدون نظر دادن فقط چاپلوسی میکنن و بعدش هم توقع دارند به وبلاگشون سر بزنم نیان بهتره چون اولاً نظرشون در اسرع وقت (با کمال احترامات علیه) پاک میشه و دوماً هرگز بهشون سر نمیزنم

منتظر دوستان واقعی ام میمونم و باز هم از همه تشکر میکنم

بدروود

 

   + پیامک ; ٢:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۳۱
    پيام هاي ديگران ()

سوال

به نظر شما معنای این کلمات چیست؟

1-خداوند رئوف و رحیم است؟؟؟

2-خداوند مطلق است؟؟؟

3-آیا میشود خدا عده ای از بنده گانش را بیشتر دوست داشته باشد(به هر دلیلی) و از عده ای دیگر کینه به دل بگیره که مجبور بشن یکی رو واسطه کنن؟؟؟

پی نوشت:

از دوستانی که کامنت با مضمون زیر یا مضمونهای مشابه میگذارند درخواست میشود وقت خود را هدر ندهند چون کامنتشون پاک خواهد شد.پس لطفا مطالب را بخونید و نظر بدید.plz

   + پیامک ; ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٩
    پيام هاي ديگران ()

شفاعت 2

با عرض پوزش بسیار از همه دوستان عزیزم بابت تاخیر چند ماهه ام

ابتدا ذکر چند مطلب

1- اون مطلب با عنوان قضا و قدر را که قبلا قولشو داده بودم حتما بعد از این مطلب می نویسم

2- این قسمت دوم شفاعت رو در جواب اون دوستهایی مینویسم که منو متهم به بی ایمانی و ... میکردند و معتقد بودند که من بی حساب و کتاب و همینجوری یه چیزی میگم

3- دو تا از پاستهای قبلیم در اثر یه سهل انگاری دیلیت شد و از همه عزیزانی که نظر داده بودند و نتونستم جوابشونو بدم عذر میخوام

اما

از کسانی که تازه با من آشنا شده اند استدعا دارم ابتدا مطلب شفاعت رو بخونن و سپس شفاعت 2 را تا بهتر متوجه قضیه بشن.

شفاعت 2

این آیات و ترجمه اشان خدمت دوستانی که هنوز هم معتقدند شفاعت وجود داره و ...

من یعمل سوئ جز به ولا یجدله من دون الله و لیا و لا نصیرا.-نساء 123

آن کس که بدی کند جزا داده میشود به آن و نمی یابد از برایش از غیر از خدا دوستی و نه یاری کننده ای.

من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه بقره 255

کیست که شفاعت فقط به نزد او کنند

ربهم لیس لهم من دونه ولی ولا شفیع. انعام 51

برای آنان نیست شفیعی و ولی ای جز خدایشان

ما للظالمین من حمیم و لا شفیع یطاع.غافر 18

نیست برای ظالمان هیچ خویشاوندی و شفیعی که اطاعت شود

واتقوا یوما لا تجزی نفس عن نفس شیئا ولا یقبل منها شفاعه و لا یوخذ منها عدل ولا هم ینصرون.بقره 48

و بپرهیزید از روزی که کفایت نکند نفسی از نفسی،چیزی را قبول نشود و برای او شفاعتی قبول نگرددو این است عدل الهی و خدا یاری گر آنان است.

و یعبدون من دون الله ما لا یضرهم و مالا ینغعهم و یقولون هولائ شفعائنا عندالله قل اتنبون الله بما لا یعلم فی السماوات و لا فی الارض سبحانه و تعالی عما یشکرون.یونس18

و میپرستیدند جز خدا را آنچه نه ضرر میدهد آنان را و نفع میرساندشان و میگویند اینان شفیع مایند نزد خدا،بگو آیا خبر میدهید خدا را به آنچه نمی داند در آسمانها و نه در زمین منزه است و او برتر است از آنچه شما شریک میدانید

ام اتخذوا من دون الله شفعاء الله قل اولوکانوالا یملکون شیئا و لا یعقلون قل لله الشفاعه جمیعا له ملک السموات و الارض ثم الیه ترجعون.زمر 43 و44

آیا گرفتند از غیر از خدا شفیعان،بگو آیا و اگر چه باشند که مالک نمی باشند چیزی را و نفهمند بگو مر خداست شفاعت،همگی مر اوست پادشاهی آسمانها و زمین پس همه به سوی او رجعت کنند.

توضیح:آیات ممکن است در شماره آیه بین قرآن های مختلف یکی دو آیه قبل تر یا بعد تر باشند.

 و در آخر یک سوال از دوستان:

آیا هنوز هم معتقد به شفاعت هستید؟؟؟

 

   + پیامک ; ٧:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٦
    پيام هاي ديگران ()

یک وبلاگ جدید

دروود

بچه ها من دیوونه شدم و وسط خیلی از مشکلاتم تصمیم به ساخت یه وبلاگ جدید گرفتم

داستانهای یه جورهایی واقعی

سر بزنین لطفاً

پیشاپیش ممنونم

   + پیامک ; ٦:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٦
    پيام هاي ديگران ()

شفاعت

یکی از نکاتی که بین ما ایرانی ها وجود دارد درخواست شفاعت از امام و امامزاده و ... هست و من میخواهم به این نکته بپردازم که ایا این موضوع درست هست یا نه و چرایی و چگونگی آن را بررسی کنم

شفاعت

فرض کنید که شما قرار است از دو بانک مختلف AوB وام بگیرید

رئیس بانک A انسانی درست کار هست و بر اساس مدارک شما و لیاقتی که نسبت به دریافت این وام دارید کارهای شما را انجام داده و سر وقت و بر روی اصول وام شما را تحویلتان میدهد.

رئیس بانک B انسان نادرست و بدقلقی هست و علی رغم اینکه شما کلیه مدارکتان کامل است چوب لای چرخ شما میگذارد و از دادن وام امتناع میکند و شما میبینید که با پارتی بازی به کسانی که حقشان هم نیست وام میدهد اما به شما نه!!!

روزی یکی از دوستان را در بانک میبینید که از قضا دوست رئیس بانک هم هست و وقتی شما مشکلتان را برایش بازگو کردید او وساطت کرده و از ردیس بانک میخواهد که کار شما را راه بیندازد و رئیس بانک به خاطر علاقه ای که به دوستش(دوست مشترکتان) دارد سریعا کار شما را درست کرده و وام را تحویل میدهد.

پس از اتمام ماجرا یکنفر از شما میپرسد روسای بانکهای Aو B چطور بودند و شما قطعا میگویید:

A.رئیسش بسیار انسان درستی بود و بدون نیاز به پارتی و ... حق را به حق دار میداد و ما هم بر اساس حقمان واممان را گرفتیم.

B.رئیسشاز اون مادر قهبه های خواهر خراب بود که خیلی مارو اذیت کرد و با وجودی که حقمان بود اما وام را نمیداد و با پارتی بازی حق مارا به کس دیگری میداد تا اینکه بلاخره ما هم پارتی ای پیدا کردیم و کارمان راه افتاد وگذنه باید تا ماهها به این مرتیکه بی ناموس التماس میکردیم.

نتیجه اخلاقی:

1- دوست ما برای رئیس بانک عزیز بود

2- ما از پارتی بازی بدمان میاید

3- آنکسی که پارتی بازی میکند را با بدترین الفاظ صدا میکنیم

4- خدا عادل است آنهم از نوع عدل مطلق

پایان سخن:

میگویند که چون امامان پیش خدا آبرویی بیش از ما دارند و خدا آنها را دوست دارد،پس ما آنها را شفیع قرار میدهیم تا مارا شفاعت کنند و خدا هم به واسطه رویی که آنها به او انداخته اند و چون بیشتر از ما دوستشان دارد درخواستشان را قبول کرده و کار ما را راه بیاندازد

یعنی اینکه:

از امامان میخواهیم که از خدا بخواهند برایمان پارتی بازی کند!!!

آیا این سخنان توهینی بسیار عظیم به خدا نیست؟؟؟

آیا عدالت مطلق خدا را به زیر سوال نمی برد؟؟؟

آیا خدا مثل رئیس بانکB فقط کار پارتی دارها را انجام میدهد که ما به جای اینکه خودمان از او بخواهیم به درخواستهامان توجه کند میرویم و پارتی برایش می آوریم؟؟؟

خدا ما را ببخشد و بیامرزد.

   + پیامک ; ۱:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٧
    پيام هاي ديگران ()

خدا را دوست دارم

دروود بر همه همرهان گرامی این خانه

امشب که مینویسم این مطالب رو اصلا حال خوبی ندارم

بازگشته ام پس از چند ماه از یک سفر دور و دراز

از یک سفر متا فیزیکی و شدیدا مکاشفه ای

از یک سفری که از خانه شروع کردم و در خانه زندانی بودم و به خانه بازگشتم

سفری که در شروعش همه چیز خراب بود و اصلا همین خرابی باعث شروع اون بود و در میانه راه هم همه چیز خراب بود و حالا هم که بازگشته ام همه چیز خراب است و خرابتر هم خواهد شد!!!

عشق امید آرزو امنیت آرامش آینده و هزار واژه دیگر برایم نامفهوم است و بسان تکه چوبی غریق دریای سرنوشتم

سرتون رو درد نمی یارم با اجازه(هنوز اجازه نگرفته ام اما میدانم که اجازه میدهد)دوست خوبم در وبلاگ http://manaslesevomiha.persianblog.irاین مطلب رو از اونجا نقل میکنم.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، مرا connect می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چه  را بخواهم پاک می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه friend برای من add می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینهمه wallpaper که  updateمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم مرا log off نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می گذارد هر جایی که می خواهمinvisibleبروم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه جزء friend هام می ماند و مرا delete و ignore نمی کند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه، undo کردن را به من می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه مرا install کرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اراده کنم، ON می شود و  می توانم باهاش حرف بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه دلش را می شکنم، اما او باز مرا می بخشد و shut down ام نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، کافیه فقط به دلم سر بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه شماره اش همیشه در شبکه موجود است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هرگز گوشی اش را خاموش نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آهنگ حرف هاش همیشه مرا آرام می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه نامه هاش چند کلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو کارش نیست

خدا را دوست دارم ، بخاطر اینکه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با کس دیگری حرف می زنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه مرا برای خودم می خواهد، نه خودش

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه فقط وقت بی کاریش یاد من نمی افتد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم از یکی دیگر پیشش گله کنم، بگویم که ....

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه پیشم می ماند و مرا تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت به او بگویم،

 نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرفم را بخواند

   + پیامک ; ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٦
    پيام هاي ديگران ()

پوزش خواهی از دوستان

دروود بر همه همراهان

با تشکر از همه دوستان با مرامم که به من سر زده اند طی این مدتی که آپ نمیکنم

با عرض پوزش به علت مشکلاتی فعلا قادر به دسترسی به اینترنت نیستم(در حد آپ کردن و خوندن کامنتهام)

پس فعلا منو معذور بدارید تا بعد

ضمنا خدا رو فراموش نکنید

   + پیامک ; ٦:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٢
    پيام هاي ديگران ()

خدا و ما و آنها

دروود.

خدا چیست ؟ما چیستیم؟آنان کیستند؟

ما را برای خدا؟خدا را برای ما؟

زور و فشار

خدا و عفو و مهربانی

آزادی و اسارت

خدا و توبه و بنده

قدرت و ظلم

خدا و رئوفت

ما و خدا و آنان و هزار علامت سوال؟؟؟؟؟؟

راستی راه راست از کودوم وَریست؟؟؟

بدروود.

   + پیامک ; ۱:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٢
    پيام هاي ديگران ()

بیژن آریا

دروود بر دوستان

نکته جدیدی نیست برای گفتن در این بهبوهه

فقط خواهش میکنم به وبلاگ زیر سر بزنید

www.sheydayan2.persianblog.ir

وبلاگ بیژن آریا.

   + پیامک ; ٩:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢٦
    پيام هاي ديگران ()

چند بار در روز

دروود بر شما

شما در روز چند بار با خدای خود خلوت میکنید؟؟؟؟

چند بار با او حرف میزنید؟؟؟؟

چندبار در مواجهه با مشکلات اول به یاد او میافتید؟؟؟

چندبار در زمان خوشی ها یاد او هستید؟؟؟

آیا برای رسیدن به خدا فقط باید مسلمان بود و نماز خواند و روزه رفت؟؟؟

آیا خدا فقط به زبان عربی مسلط است؟؟؟

آیا خدا مثل نقطه ای نیست که میتوان از آن هزاران خط گذراند(هزاران راه برای رسیدن به او)؟؟؟

آیا صرف قبول خدا و بزرگی  او برای انسان کافی است؟؟؟

 

امیدوارم با جواب دادن به این سوالها در بخش نظرات کم کم بحثهامان جدی تر و کلاسه بندی تر شود؟؟؟

   + پیامک ; ۳:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢٠
    پيام هاي ديگران ()

خدا و دیدگاه ما

دروود بر همه همراهان این خانه

شما خدا رو چه طوری میبینید؟؟؟

آیا وجودشو قبول دارید؟ ندارید؟ چرا؟؟؟ دلیلتون چیه؟؟؟

چه طوری باهاش ارتباط بر قرار میکنید؟؟؟

اون رو با چه دیدگاهی میبینید و چه برداشتی ازش دارید؟؟؟

این ها سرفصلی هست برای آغاز بحثهای ما

منتظر حضور سبزتان هستم

راستی به وبلاگ جدیدمن هم سر بزنید و در نوشتن داستان گروهی قدرت نویسندگی خودتونو تست کنید.

www.groupstory.persianblog.ir

بدرووود

   + پیامک ; ۱:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱۳
    پيام هاي ديگران ()

یک توضیح ضروری

درووذ بر دوستان عزیز

در مطلب قبلی یادم رفت بگویم که ایجاد وبلاگ جدید به معنای تعطیلی این وبلاگ نیست

به امید خدا هردو را با هم ادامه میدهم

   + پیامک ; ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱٠
    پيام هاي ديگران ()

بچه ها به وبلاگ جدید من هم سر بزنید

وبلاگ جدید من اسمش هست داستان نویسی گروهی و آدرسش هم

www.groupstory.persianblog.ir

حتما سر بزنید کار جالبیه،داستان رو من شروع میکنم و شما میتونید ادامه بدید و بعد بهترین ادامه رو با کمک همه شما انتخاب کنیم.

منتظرم

   + پیامک ; ۱:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱٠
    پيام هاي ديگران ()

خدا

خدا

 

اینروزا عشقا هم همه

چتی و ایمیلی شدن

عاشقای دو آتشه ام

اسیر بی میلی شدن

 

فکر میکنن که دردشون فقط درد جدایی یه

نمی دونن که دردشون نداشتن خدایی یه

 

خدا رو هم،مث زمین

خونه و ماشین میبینن

عدالت و مهر اونو

مثل یه  انسان میبینن

 

اینروزا باغچه ها همه

تشنه اشک بارونن

خدام دلش خسته شده

اما اونا نمی دونن

 

یکی داره دعا میگه

یکی داره ثنا میگه

حواسشون که اینجا نیست

راستی خدا خدا میگه؟؟؟

 

خدا رو دور انداختیم همه

توی دلا پر از غمه

هرچی میخوایم همین حالا

مگه صبر خدا کمه؟

 

اینروزا دنیا الکی

با زرق برق قشنگ شده

نگاه پاک آدما

پر از تیر و فشنگ شده

 

با یک نگاه یه کلمه حرف

خوب دلا رو می چزونیم

شبش میریم توی خونه

هفت هشت تا العفو میخونیم

 

وقتی که حالمون خوبه

خدا رو اصلا نمی خوایم

تا درد و غصه میرسه

داد میزنیم دارم میام

 

دارم میام خدای خوب

باز کن در اون خونه ات و

برای بار صد هزار

کمک بکن دیوونه تو

 

دوستی اگه دو روز فقط

به خونه ام مون زنگ نزنه

میگیم چه بی معرفته

بهتر که هیچ وقت نزنه

 

خدا رو هم دوست میدونیم

خیلی صمیمی و زیاد

انقدر که انگاری خدا

باید به سوی ما بیاد!!!

 

اگه که ما دوست اونیم

چرا فراموش میکنیم

فریاد دوستت دارمو

تو سینه خاموش میکنیم

 

صد تا دروغ صد تا ریا

هزار تا اطوار و ادا

می یایم و واسه تایید ش

میگم که،والله به خدا

 

نمی دونم چه حکمتیست

خدا چقدر صبر میکنه

اما بدون اگه بخوات

ریشه مونو میسوزونه

 

نمی دونم چه حکمتیست

خدا چقدر مهربونه

تو اوج بدبختی و غم

باز اون باهامون میمونه

 

بیاین به هم یه قول بدیم

خدا رو بهتر ببینیم

اونجوری که لایقشه

بنده خوبش بمونیم

 

بیاین به هم یه قول بدیم

همیشه ذکرشو بگیم

نه اینکه توی سختی ها

صد تا خدا خدا بگیم.

9/3/1388 پیام

   + پیامک ; ۸:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٩
    پيام هاي ديگران ()

خدا مارا آزاد آفرید


من همیشه از دیگران میپرسم که میدونین چرا کسی گنجشک نمی اندازه تو قفس؟؟؟؟و قناری میندازه تو قفس
چون گنجشکه انقدر صرو صدا میکنه و خودشو به درو دیوار میکوبه که یا بمیره یا طرف بیخیال بشه و اونو ول کنه
یعنی که تسلیم نمیشه
پس یا میمیره یا آزاد زندگی میکنه

اما.....

قناریه تسلیم میشه و بعد از تسلیم شدن اول بدبختیه یکی میاد انگولکش میکنه یکی میاد آبشو میریزه اگه بخونه بدبختیه اگه نخونه بدبختی بیشتره

خلاصه هم آزادیشو میده هم عزت و شرفشو.

مگه خدا مارو آزاد نیافریده؟؟؟

پس چرا تسلیم هوی وهوس میشیم؟؟؟

پس چرا تسلیم یه موجود دوپای دیگه میشیم؟؟؟

پس چرا عزت و شرفمون رو میفروشیم؟؟؟

خدا بنده هاشو آزاد آفرید و اگه بخوان آزاد زندگی کنن کمکشون میکنه

ریسمون محبت خدا نازک میشه اما نمی پکه.اینو یادتون نره

   + پیامک ; ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٥
    پيام هاي ديگران ()

خـــدای خـــــــــوب مــــــــــــن

نمی دونم شما به نشانه ها اعتقاد دارید یا نه؟؟؟

من اعتقاد دارم

امشب هم نشانه هایی دریافت کردم

 

جووون،خدا هنوزم منو خیلی دوست داره

لبخندفرشتهچشمک

 

   + پیامک ; ۱:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٥
    پيام هاي ديگران ()

یاد شهید محمد جهان آرا گرامی باد

یاد شهید محمد جهان آرا گرامی باد

 

دروود بر همراهان

در راستای طرح اصلاح الگوی مصرف!!! در خانه ما طرح اصلاح الگوی کارکرد اجرا شده و مادر سالار گرامی مارا به انجام انواع کارهای رختشویی،ظرف شویی و سبزی پاک کنی اجبار میدارند.امشب داشتم سبزی پاک میکردم و تلویزیون هم روشن بود تا بازی بارسا- اوساسونا رو ببینم(هم به خاطر بارسا و هم ایرانی های اوساسونا) که برنامه ای درباره آزاد سازی خرمشهر نظرم را جلب کرد،موزیک برنامه همون سرود معروف:ممد نبودی ببینی... بود که فکر میکنم یکی از ماندگار ترین کارهاست.تصمیم گرفتم پاست جدیدم رو در این باره بنویسم.

خرمشهر آزاد شد

محمد جهان آرا،جوانی برومند و شجاع مثل هزاران نفر دیگر در راه وطن شهـــــید شد و آقایان حکومتی سَرِ سیم ثانیه سوء استفاده ابزاری خود را شروع کردند.حین جنگ و بعد از جنگ همه جا اعلام شد که محمد و محمد ها در راه اسلام! و امامشان! جان دادند و شهید شدند و هزاران تبلیغ برای خود کردند!!! اما آیا واقعا اینطور بود؟؟؟

خمینی کی بود؟؟؟ از کجا اومده بود؟؟؟ چه جوری به تخت رسید؟؟؟ آیا عمده ترین شعارش نجات این آب و خاک نبود؟؟؟(به زعم خودش) آیا اگر غیر از این بود که بخواهد ایرانی سربلند(توجه کنید-ایرانی سربلند) بسازد،آیا جوانان با او همراه میشدند؟؟؟ پس برای محمد و محمدها این اولویت خاک پاک ایران و دفاع از ناموس بود،نه خمینی و اسلام.

از طرف دیگر بحث دین اسلام مطرح میگردد که این هم نیاز به توضیح دارد.آیا شهدای ما فکر می کردند که اسلام فقط و فقط در ایران وجود دارد؟؟؟ آیا آنها فکر میکردند که با سقوط ایران اسلام خواهد مرد،که بخواهند برای اسلام بجنگند؟؟؟ آیا شهدای ما نمی دانستند که عراقی ها هم به اسم اسلام میجنگند؟؟؟ آیا خرمشهر و آبادان و ... تکه ای از دین اسلام بودند یا تکه ای از ایران ؟؟؟

پس باید بدانید آقایانی که زمان جنگ و درست در شب عملیات،در پشت جبهه ها در حال ساخت نیروی تازه نفس بودید(توی بغل همسرانتان)-اینم نوعی تدارکات بود دیگه- شهدای عزیز ما نه به خاطر کسی و نه به خاطر دین جانشان را دادند،اولویت اول همه اون عزیزان ناموس بود و خاک پاک ایران.پس بیش از این با چسباندن خودتان به این بزرگان سعی به فریب افکار عمومی نداشته باشید.

 

جوانان رشیدی که جان خود را برای ناموس و خاک وطن فدا نمودید دروودتان باد

   + پیامک ; ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢
    پيام هاي ديگران ()

سر آغازی دوباره

دروود بر شما دوستان

مدتها بود می خواستم یه وبلاگ راه بیندازم که ....(مودبانه اش میشه تنبلی) نمی ذاشت.امشب داشتم وول میزدم تو پرشین بلاگ دوستی توی وبلاگش نوشته بود"خدا رو که میدونم حتما منو میبخشه"(یا چیزی شبیه این) براش کامنت دادم عزیز دل آیا واقعا آدم هرکاری کنه خدا اونو میبخشه؟؟؟ آیا اینها از اون حرفهای ملاها نیست که به نام دین تو کله ما میکنن؟؟؟ آیا واقعا دین اینه؟؟؟ یا به قولی دین واقعی اینه؟؟؟ درب دیزی بازه(لطف خدا) حیای گربه پس کجاست؟؟؟؟؟؟؟ خلاصه این شد جرقه اولیه تاسیس اسن وبلاگ.

لطفا نظراتتون رو بگید

   + پیامک ; ۳:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱
    پيام هاي ديگران ()